1. سر کلاس فرانسه یهو شروع شد از یه سوراخی توی سقف خاک ریختن توی. مثل ساعت شنی. هیچ خیال بند اومدن نداشت.
2. توی خونه ی ادریسیها زنده گی می کردیم. همه بودن. کوپا حتا که داشت گریه می کرد. خر تو خری بود واسه خودش
3. داشتم میومدم خونه که دیدم کوچه رو داربست زدن و چراغونی کردن و رو داربست عکس این پسر همسایمونه. مرده بود
2. توی خونه ی ادریسیها زنده گی می کردیم. همه بودن. کوپا حتا که داشت گریه می کرد. خر تو خری بود واسه خودش
3. داشتم میومدم خونه که دیدم کوچه رو داربست زدن و چراغونی کردن و رو داربست عکس این پسر همسایمونه. مرده بود