با بابک توی کوچه پس کوچه های امامزاده قاسم راه می رفتیم. بهش گفتم بیا آخر هفته ها رو بریم شهرهای نزدیک تهران و ببینیم.
گفت: نه دیگه من حال سفرای اینجوری رو ندارم! نهار چی بخوریم؟
گفتم ممم بذا یه جای خوشمزه یادم بیاد.
گفت بریم خونه ما مامانم کوفته سبزی درست کرده.
گفت: نه دیگه من حال سفرای اینجوری رو ندارم! نهار چی بخوریم؟
گفتم ممم بذا یه جای خوشمزه یادم بیاد.
گفت بریم خونه ما مامانم کوفته سبزی درست کرده.
Aucun commentaire:
Enregistrer un commentaire