mardi 27 octobre 2009

هوا جور عجیبی بود. زنگ زده بودم به نصفه نیمه که شنبه شب اومده بود . همینطور حرف می زدیم راجع به امیر گفت و سارا و اون عکسا که خونه ی امیر اینا بوده.
آسمون هنوز جور عجیبی بود. سیاه بود با ستاره های قرمز

Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire