lundi 6 juillet 2009

عمه خانوم اینا اومده بودن خونمون. من می خواستم شلوارمو عوض کنم اما نمی دونم چی شد که از قهوه خونه سردراوردم. با چند تا لات داشتیم کباب می خوردیم بعشم می خواستیم بریم ختم مادر یکی از لاتا.

Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire