توی میدون همه جمع شده بودن. خوشحال بودن. تلویزیون نگاه می کردن با هم. یهو صدای تیر اومد. یه سرباز ایستاده بود و به طرف مردم تیراندازی می کرد. بعد هی دونه دونه سرباز ها بلند شدن ایستادن و ادامه دادن به تیراندازی و مردم هم هی افتادن و ادامه دادن به مردن. همه ی ان چیزا رو توی تلویزیونم داشت نشون می داد. مستقیم. وقتی تمو شد سرباز ها و یه مرد که مجری برنامه قران ایناس توی تلویزیون تفنگ بدست همه صحنه رو پر کردن.
تاریک شده بود.
Aucun commentaire:
Enregistrer un commentaire