همه چيز اونقدر قروقاطي بو كه اصلن نمي تونم يه رشته ازش بكشم بيرون و بنويسم. شايد تاثير اون همه شراب باشه كه نشسته بوديم روي تخت روي رودخونه و ليوان ليوا شراب به او سرخي رو خالي مي كرديم توي گبومون.
نه... هيچ چيز پيدا نمي كنم براي نوشتن!
لولم انگار هنوز.
نه... هيچ چيز پيدا نمي كنم براي نوشتن!
لولم انگار هنوز.