mercredi 31 décembre 2008

همه چيز اونقدر قروقاطي بو كه اصلن نمي تونم يه رشته ازش بكشم بيرون و بنويسم. شايد تاثير اون همه شراب باشه كه نشسته بوديم روي تخت روي رودخونه و ليوان ليوا شراب به او سرخي رو خالي مي كرديم توي گبومون.
نه... هيچ چيز پيدا نمي كنم براي نوشتن!
لولم انگار هنوز.

Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire