lundi 22 juillet 2019

شب تاریکی بود و انگار توی شهر سیل اومده بود و تاریک بود و خیابون ها رو آب گرفته بود یک فضای تایتانیک طوری بعد از برخورد با یخ. ما داشتم روی یک قایق بادی خیلی مجهزی اما پارو میزدیم اما همیندونم چرا هیجانزده بودیم. از یک موج خیلی بلندی رد شدیم و به یکف ضای باز رسیدیم که یک عالمه جلیقه های نجات روی اب بود که ما شروع کردیم به جمع کردنشون.
یک قایقی اومده بود برای نجات بایقی مونده ها اما نمی دونم چرا ما نمی خواستیم که پیدا شیم و سعی میکردیم توی تاریکی مخفی بمونیم.

Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire