بچه ام به دنیا اومده بود
سینه هام سنگین بود. توی دستشویی میخاستم به بچه شیر بدم اما انگار شیری از سینه ام نمیومد
سینه رو از توی دهن بچه دراوردم و فشارش دادم. انگار که ترکید. نه که متلاشی اما یه سوراخ بزرگ باز شد که ازش یه چیزی مثل شیر ترشیده پاشید بیرون. یه شیری که به سبز می زد ترسیدم
همه ی دستشویی باهاش کثافت شده بود
Aucun commentaire:
Enregistrer un commentaire