lundi 25 octobre 2010


ناصر واسه نیکی یه مار خیلی خیلی بزرگ آورده بود. مار مارم که نه. یه چیزی بین مار و اژدها. مار کبرا رو مثلن خیل کن سبز باشه دست و پای خیلی کوچیکم داشته باشه. اون.


Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire