mardi 8 septembre 2009

رفته بودیم روبروی زندان اوین.بهمون حمله کردن و ریختنمون توی چند تا ون. ریسی که توی ون ما بود با یه دستش بیسیم می زند با دست دیگه اش کون ِ منو می مالید. داد کشیدم و اعتراض کردم. گفت همه ی این ون های دیگه یه چهارراه بالاتر آزاد می شن. این ون باید بره کهریزک.

Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire