mercredi 12 août 2009

بالای پشت بوم یه ساختمون توی میدون آزادی یه بسیجی رو گروگان گرفته بودن و همینجور ازش اسلحه می کشیدن بیرون. بعد پایین ولی خون راه افتاده بود. بدون وقفه به مردم تیراندازی می کردن. ما پریدیم بالای یه جیپ که فرار کنیم اما یکی از همینایی که خالکوبی دارن دنبالمون کرد با یه چیزی مثل چنگک فروش کرد توی ساعد دستم. سوراخ شد.
نمی ترسیدم اما. از بالای پل هلش دادم پایین

Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire