یه پسره توی مدرسه مون می خواست با یه اسلحه معلم و همه رو بکشه. من رفتم به دکتر بهشتی که مدیر مدرسه بود و رضا کیانیان که معاونش بود گفتم و اونا پسره رو گرفتن و اسلحه رو دادن به من!
پسره هم خمن چشماشو گرفت و گفت اگه یه روزم از عمرش مونده باشه میاد حسابمو می رسه.
پسره هم خمن چشماشو گرفت و گفت اگه یه روزم از عمرش مونده باشه میاد حسابمو می رسه.
Aucun commentaire:
Enregistrer un commentaire