vendredi 13 mars 2009

با بهنام داشتم حرف می زدم. ولی گوشی خودش دست من بود. اون زنگ زده بود اما می گفت تو زنگ زدی.
بعد صدای پویا بود. می گفت یه کاری داره که می خواد من براش انجام بدم. یه کار گرافیکی باری همین کارایی که می کنن

Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire