lundi 26 janvier 2009
فرزانه با همه ادا اطوارش برام پشت چشم نازک کرد و گفت آخه من و تو با هم خیلی فرق داریم. گفتم مثلا چی؟ گفت مثلا بوهامون! من بوی عطر و لوسیون بدن می دم اما تو بوی عرق و دود.
اونقدر عرق کرده بودم که بو می دادم.
Aucun commentaire:
Enregistrer un commentaire
Article plus récent
Article plus ancien
Accueil
Inscription à :
Publier les commentaires (Atom)
Aucun commentaire:
Enregistrer un commentaire