vendredi 8 février 2013

بچه ام به دنیا اومده بود
سینه هام سنگین بود. توی دستشویی میخاستم به بچه شیر بدم اما انگار شیری از سینه ام نمیومد
سینه رو از توی دهن بچه دراوردم و فشارش دادم. انگار که ترکید. نه که متلاشی اما یه سوراخ بزرگ باز شد که ازش یه چیزی مثل شیر ترشیده پاشید بیرون. یه شیری که به سبز می زد ترسیدم
همه ی دستشویی باهاش کثافت شده بود