.برگشته بودم ایران. پریسا اینا برای اینکه خوشحالم کنن خالقی رو دعوت کرده بودن خونه که ببینمش. اولش خیلی خوشحال شدم
اما بعد می فهمیدم که این آدم واغعا خالقی نیست و اینا فقط یه نفر رو شبیه اون پیدا کردن که من خوشال شم. هی می گفتم نه این خالقی نیست اونا هی می گفتن هست تو توهم زدی.
Aucun commentaire:
Enregistrer un commentaire