dimanche 12 avril 2009
با آقای مجری توی رنوی سفیدش تمام تهران ور چرخ زدیم و من دیوونه ی مهربونیش شدم. بهش گفتم شما ازدواج کردین؟
گفت نه و من بهش گفتم که عاشقشم.
یه دونه از اون لبخند ای مهربونش زد و به راننده گیش ادامه داد.
Aucun commentaire:
Enregistrer un commentaire
Article plus récent
Article plus ancien
Accueil
Inscription à :
Publier les commentaires (Atom)
Aucun commentaire:
Enregistrer un commentaire