samedi 7 février 2009

همین الان بود همین الان لان. رفتیم دم خونه ی مامان بزرگ با یه پراید سبز یشمی. پیاده شدیم داداش مجید از پنجره اومد بیرون بعد هی فکر می کردم که سروش براد من نیست که! یا برادر منه؟! کلی فکر کردم تا بالاخره یادم اومد که سروش برادر منه و لازم نیست مخفی اش کنم.

Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire