samedi 25 avril 2020

جایی شبیه ساختمون هایی که آدما با هزینه ی کم توی باغ هاشون میسازن یک اتاق گچی و کثیف بود. روی زمین یک تشک کهنه بود که جای عرق بدن روش زرد شده بود. با یک ادم که ناشناس بود سکس کردم یعنی در واقع اون منو کرد. وسط یکی ازون حال خرابیا بودم که مثل روح بود تاثیرم توی دنیا. تاپ مشکی گل و گشاده تنم بود با شلوارک جینی که قبلا بلند بود و خودم پاچه هاش رو قیچی کرده بودم. پریود بودم و بعد از اینکه کردنش تموم شد همه جا به شکل اغراق امیزی پر از خون بود تمام تشک و دیوارها. اون رفت از اتاق بیرون و من موندم که خودمو ترتمیز کنم. بابک توی اتاق بود  اما چیزی نمی گفت فقط نگران نگاهم میکرد. شلنگ آب رو گرفتم به خودم و تشک و دیوارا می گفتم که میخوام در ان ای ازم نمونه اینجا.